ارایشگاه رفتن اریانا
سلام نازنینم دیروز به همراه بابایی وداداش میلاد بردیمت اریشگاه اولش قبول نکردی بعدبابایی گفت میبرمت
پیش دوستم اگه دختر خوبی باشی بعد کوتاه کردن موهات میبرمت پارک
تاموهات وکوتاه کرد ن من وداداش
میلاد بیرون منتظر بودییم تا کارش تموم شه
خداروشکر اروم بودی وقتی اومدی پیشم شبیه پسراشده بودی
زندگیم من نتونستم توروقانع کنم تابامن برییم ارایشگاه زنونه بازم خوب شد که موهات کوتاه شد چون
دیگه توی چشات نمیره واذیت نمیشی قربونت برم
از ارایشگاه اومدییم مقداری واسه خونه خرید کردییم
بعدرفتیم شهربازی خیلی خوشحال شدی
هواهم سرد بود خیلی سرداومدییم خونه دوست نداشتی
بیای خواستی بازم بمونی بعد شام خیلی زود خوابیدی
چندوقته یاد گرفتی گوشی رو ور میداری به ما
میگی ساکت باشین می خوام حرف بزنم
فردا باید بریم باشگاه خانمی اونجاست بچه هارو نگه میداره
ماهیانه ٥٠٠٠میگیره ارزشش شو داره اگه نذاره بیای پیشم من ورزشمو انجام بدم خداگنه بتونه یک ساعت
تورو خوب واسم نگه داره
نازنینم دوستت دارم فدای قلب نازنینت 


ارایشگاه رفتن اریانا
