اریانااریانا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

ستاره زندگیم

سفر کرمانشاه

1391/6/7 16:25
نویسنده : مامان وبابا
231 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزمامان بیستم ماه مبارک رمضان شهرخودمون بودیمهوراروز اول خونه بابای باباجونت بودیم

شبش بابایی ماروبرد خونه بابا مصطفی خیلی جالب بودبه خاطر ماه مبارک من خیلی اذیت شدم

حالشونداشتم باخانوادم زیاد صحبت کنم خیلی بی حال شده بودم خداروشکر ماه مبارک رمضان تموم شد

عروسی عموهات به خوبی برگزارشدمامانم این روزا سیر ندیدم ندیدم٣١عروسی بود یکم واسه عمل خواهر

جونم رفتن کرمانشاه تاپنجم بیمارستان شهدا بودن روز دوم اجی جونم عمل شد سه تایمون رفتیم پیشش 

وقت ملاقات تمام شده بودبابایی رونذاشتن بیاد بخش زنان من وخودت رفتیم ٦تا٧ اونجابودیم بعدبرگشتیم

الاندارم مینویسم خانه خاله پری جون هستیم خداروشکر خوبه خوبترم میشه قلب بابایی مارو گذاشت

کرمانشاه خودش برگشت خدابه همراهش هرچند سخته براش ولی من ودخترش براش مهم تر بودیم 

ماروجاگذاشت فرشتهاقای دوست دارم عزیزمقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)