اریانااریانا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

ستاره زندگیم

شیطنت های اریانا

سلام عزیزم ٢١ساعت ١٠خونه بابا مصطفی رفتیم مادر جون به کمک دایی میثم زندای داشتن خونه تکونی  میکردن مبارکت تون باشه عزیزم نذاشتی منم یه ذره کمکشون کنم فقط اون روز براشون ناهار درست کردم ساعت یک خوابیدی منم خوشحال شدم بعدنیم ساعت بیدار شدی شما که در طول روز سه ساعت میخوابیدین شانس منه مامانی که نذاشت به مامانم کمک کنم  بلندشدین دیدم صدات نماد اومدم سراغت ادویه های مادری روباهم قاطی کرده بودی روزمینم ریخته بودی اخه گلم نمی ذاری کمک کنم حداقل خراب کاری نکن فدات شم ...
25 شهريور 1391

مادری دوستت دارم

مادرجون وقتی اومد خسته بود چارقدش رو دور سرش بسته بود صدای کفشش که اومد دویدم دورگلای دامنش پریدم بوسه زدم روی لباش تموم شدن خستگی هاش       ...
10 شهريور 1391