پل خواجو
تحمل بی ابیم واقعاسخته
سلام عزیزم روزیکشنبه از ساعت ٨اب قطع شد رفتیم باشگاه اومدیم دیدیم نیومده باباییی از دانشگاه اومد هرچی به اداره اب زنگ زدییم کسی گوشی روبرنداشت اونشب هر طوری بود بدون اب سپری شد صبح ساعت ٦بیدارشدم دیدم اب نیومده بابایی گفت اریانا نازم وبیدار کن بریم بیرون هم خودت ازمایشت ومیدی هم از بی ابی خلاص میشیم هواگرم شد باهم رفتیم پارک شما کلی بازی کردیین ساعت ٢برگشتیم خداروشکر اب اومده بود شما خیلی خسته بودیین خواستین شام رودراز کشیده بخوریین که من نذاشتم ساعت ٨شبم خوابیدی نازنینم ...
نویسنده :
مامان وبابا
7:09
عیدقربان بر همه مباررررررررررررررررررررررک باد
ای امیرعرفه بی توصفانیست که نیست*بی تودرعرفه عشق ووفانیست که نیست*ای امیرعرفه یوسف زهرا مهدی*حاجتی غیرظهورت به خدانیست که نیست* ...
نویسنده :
مامان وبابا
18:17
دلم هوای کربلادارد امروز
دنیا همیشه مانده دلش مات دستتان آقا مجرب است کرامات دستتان تصویر چشم های شما در نگاه آب.... می لزرد آب وقت ملاقات دستتان مانده ست در فرات عطش،خیمه ها هنوز وقتی که منتشر شده آیات دستتان مفهوم عشق و غیرت و اوج برادری معنا شده ست در ادبیات دستتان دیوان کربلا،قطعاتش نخواندنی ست صد شکر،خوانده شد غزلیات دستتان "دستانتان شبیه به دستان حیدر است خورشید بی دلیل نشد مات دستتان"* ...
نویسنده :
مامان وبابا
8:15
بدون عنوان
آموخته ایم از تو وفاداری را خون تو نوشت معنی یاری را ای کاش که آب کربلا می آموخت آن روز زچشمت آبرو داری را ... ...
نویسنده :
مامان وبابا
8:04
السلام علیک یا ابالفضل العباس
به یکتایی قسم ، یکتا ست عباس امیر کشور دلها ست عباس اگر چه زاده ام البنین است و لیکن مادرش زهرا است عباس ...
نویسنده :
مامان وبابا
8:02
به امید فردایی بهتر..................
مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن ... ...
نویسنده :
مامان وبابا
8:00
سخنی از رسول اکرم(ص)
من کودکان را به چند دليل دوست دارم : *زياد گريه مي کنند ، چون گريه کليد در بهشت است . * خاک را دوست دارند و بازي مي کنند ، چون تکبر ندارند . * قهر مي کنند و زود آشتي مي کنند ، چون کينه ندارند . * چيزهايي را که مي سازند زود خراب مي کنند ، چون دلبستگي به دنيا ندارند . * خوراکي را زود مي خورند ، چون دلواپس آينده نيستند . ...
نویسنده :
مامان وبابا
12:11




