اریانااریانا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

ستاره زندگیم

غروب غربت باوجودتوروشن است عمرمن

سلام عمرمن عصری قراربود ببامارو ببره بیرون مامانیم وسایل افطارو اماده میکرد شماهم اونارواز توسبددرمیاوردی ساعت٧ رفتیم میدان امام اونجا واسه شما گل زندگیم بزرگ وتمیزه  خیلی اونجا بازی کردی همش دور میشدی منم زود میومدم دنبالت  قربونت برم نازگلم ...
9 مرداد 1391

اریانا میخواد بره سفر ایشاالله

    سلام زندگیه من بهامیدخدا٣١عروسی عموهاته باباخونی قراره به امید خدا ماروچندروز زودتر ببره   شهرستان   بقیه ماه مبارک رمضان پیش خونوادهامونیم فکرش ادم وبه هیجان میاره به مادرجونی  زنگ  زدم دلشون   حسابی  تنگ شده  بودنگفتم داریم میایم تااذیت نشن روزابرایشون دیرسپری بشه داداش حسن همش میگفت دلم واستون تنگ شده زودبیاین پیشمون من وبابا تصمیم گرفتیم ٢٣جشن تولدت واونجاخونه بابا   مصطفی خودم بگیریم   ...
9 مرداد 1391