اریانااریانا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

ستاره زندگیم

شیطونی های اریانا جون

  سلام عزیزم چندوقته خیلی به پریز برق ها کنجکاو بودی همش میخواستی به پریزها چیزی وصل کنی ازهرکار خطرناکی صرف نظر نمی کردی ازاتوی داغ گرفته تا چاقوی اشپزخانه خیلی مراقبت بودم لباسهای بابایی رو بهت دادم بااتوی خاموش بهت گفتم واسم اتومیزنی منم نشستم کنارت نیم ساعت لباسهارو زیرورو کردی اخرش گفتی خسته شدم حالا دیگه اتوزدن ودوست نداری کنار بابایی بودی داشتی میوه میخوردی باچاقویه بابایی که هواسش نبود توبرداشتیش دستت روبردی دیدی من نگرانم دیگه گریه نکردی قربونت برم عزیزم دیگه باید بیشترازاینهامواظبت باشم نازنینم   ...
24 آبان 1391

تقدیم به دانیال عزیزم

الهي خستگي هات دور دور شه / چشاي دشمنات کور کور شه الهي هر چي از دنيا ميخواي / به يه چشم به هم زدن زود جور جور شه! ღ♥ღ کسي به جزتويارمن نيست گذشتن ازتوکارمن نيست به جزخيال توهنوزم ببين کسي کنارمن نيست ღ♥ღ   ميخوام باور کني چقدر دوستت دارم ميخوام باور کني تنهات نمي زارم ميخوام باور کني چقدر نگاهت رو تو اين شبهاي بي خاطره کم دارم ...
20 آبان 1391

تقدیم به بهترینم...............................................

سخت است که دور از رخ دلدار بميرم / از حسرت گل در صف گلزار بميرم     درد است مرا ، کز غم هجران تو دلبر / باشي تو طبيب و من بيمار بميرم ღ♥ღ گلهاي بهشت سايبانت / يک دسته ستاره ارمغانت   يک باغ از گلهاي نرگس / تقديم وجود مهربانت. ღ♥ღ تو کي هستي که همه فکر و خيالم شده تو / تو شدي زندگي من ، همه يادم شده تو   ياد تو در خاطراتم وقتي پيدا مي شود / مي رود دنيا ز يادم چون که يادم شده تو     ...
20 آبان 1391

اریانا تاج سرم مریض شده

  سلام گلم روزچهارشنبه صبح بیدارشدی صدات تغیر کرده بود تاشب هیچ علامتی از سرماخوردگی نداشتی فکر میکردم دماغت کیپ شده بابایی امروز بردت دکتر اقای دکتر گفته بود گلوش چرک کرده چرادیر اوردینش ازصبح تاحال چیزی نخوردی واست سوپدرست کردم بیداربشی بهت بدم داروهات خواب اوره دیشب واست 4 تخم وبالنگ دم کردم الهی فدات بشم زود خوب شی نازنینم مادرجون وبابامصطفی رفتن قزوین خانه دایی منصور انشاالله بهشون خوش بگذره اگر زندگی تکرار باشد.برای من تو بهترین لحظه ی تکراری   ...
18 آبان 1391

خدایادوست دارم توبهترینی

    بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ". خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "   ...
11 آبان 1391