این روزا..........
اریانا جان لباس رزم پوشیده همش میگه من عمو سربازم کلی بابایی جونت بازی کردی صدای خندهایتان ارامش من است دوستتان دارم دیروز بابایی ماروبرد خونه خاله خدیجه باعدنان داشتی بازی میکردی بعد 2ساعت چشت افتاد به عرفان که تازه بیدارشده بود کلی ذوق کردی انگار تاحالا بچه کوچولو ندیده بودی نمیدونستی چیکارش کنی شام اونجا بودییم 8:30بابایی اومد دنبالمو ن ساعت 9خوابت برد خیلی دوست دارم اینم عکس عرفان کوچولو ...
نویسنده :
مامان وبابا
15:37











