داداش میلاد اومده
سلام عزیزم بابایی صبح ساعت٦رفت دنبال داداش میلاد برای بابایی لقمه گرفتم داداش میلاد باماشین دوست بابایی رو تامحل کارش برد کمی میلاد دیر کرد راه رو زیاد بلد نبود اریاناجونم خواب بود از وقتی بیدار شدی منو یادت رفته الهی قربونت برم که مثل پروانه دوره داداشی می گردی منم باخیال راحت اومدم سراغ وبت الانم خیلی خستم خوابم میاد خدایا شکرت ...
نویسنده :
مامان وبابا
10:20
این روزااااااااااااااا
سلام عزیزم امرز بازم مثل همیشه زودبیدارشدی باباصبح رفت دانشگاه واسه انتخاب واحد انشا الله موفق بشه شماخواستین باهاش برین بابایی شمارو روزهای فردمیبره باشگاه فکرمیکردی میره باشگاه باهات حرف زدییم خداروشکر قانع شدی وگریه نکردی واسه ناهار خورشت بروکلی درست کردم خداکنه خوب دربیاد امشب دادش میلاد از کرمانشاه حرکت مکنه میاد به سمت اصفهان خدا حفظش کنه سالم برسه پیشمون خداروشکردانشگاه ملی اصفهان قبول شده خدایا شکرت دیگه توی قربت یکی رودارییم خدایا به خاطر همه چی ممنوم دوسسسست دارم ای مهربان ترین مهربانان ...
نویسنده :
مامان وبابا
12:28
دوستت دارم
روز تولدت تو
روز تولدتومیلادعشق پاکه برای شکر این روز پیشونی ام بخاکه من سر سپرده هستم تامرز جون سپردن &...
نویسنده :
مامان وبابا
10:43
اریاناودوستش عدنان
زندگیم اماده شده بره مهمونی
پیام تبریک به اریانا جان
دختر گلم روزت مبارک انشاالله الگوی شما در تمام زندگیت حضرت زهرا و حضرت معصومه باشد ...
نویسنده :
مامان وبابا
8:02
تقدیم به دخترم روزت مبارک ازطرف بابا
خالق مابهشتی دارد نزدیک زیبا وبزرگ ودوزخی دارد به گمانم کوچک وبعید ودر پی سودایی ست که ببخشد مارا گاهی حتی به بهانه یک دعا درحق دیگری ...
نویسنده :
مامان وبابا
8:00
اریانا ودوستای کوچولوش
سلام عزیزم دیشب رفتیم خونه دوست بابایی بچه دومش تازه دنیا اومده بود بچه اولش پنج ماه از خودت بزرگتره بادیدن نی نی کوچولو خیلی ذوق کرده بودی منم دوستش داشتم بغلش میکردم حس کردم زیاد راضی نبودی بغلش کردم ولی به روت نمیاوردی الهی قربونت برم وقت برگشتن ازخونشون حالت بد شود استفراغ کردی منو بابایی نگرا نت شدییم خداروشکربعداون خوب بودی شب پیاده اومدییم شما بغل بابایی خوابت برد موقع اذان صبح پاشدی بچه ها روصدامیکردی گریه میکردی قربونت برم هنوز توفکر پس دایی ودخترخاله هاتی الان ٨صبح هنوز نخوابیدی ...
نویسنده :
مامان وبابا
7:56




